یک اربعین گذشته و زینب رسیده است...
در این سفر ببین كه به پای اراده ام
بال و پری كه داشتم از دست داده ام
از بوی دود چادر آتش گرفته ام
بسیار روشن است كه پروانه زاده ام
من را به جا نیاوری اکنون بدون شک
از غصۀ فراق تو از پا فتاده ام
ای سر بلند، زینت دوش رسول عشق
اینك تو زیر خاكی و من ایستاده ام
افتاده ام به یاد تن پاره پاره ات
حالا که سر به روی مزارت نهاده ام
با این قد خمیده، برادر هنوز هم
من دختر رشیدۀ این خانواده ام
محسن مهدوی
بال و پری كه داشتم از دست داده ام
از بوی دود چادر آتش گرفته ام
بسیار روشن است كه پروانه زاده ام
من را به جا نیاوری اکنون بدون شک
از غصۀ فراق تو از پا فتاده ام
ای سر بلند، زینت دوش رسول عشق
اینك تو زیر خاكی و من ایستاده ام
افتاده ام به یاد تن پاره پاره ات
حالا که سر به روی مزارت نهاده ام
با این قد خمیده، برادر هنوز هم
من دختر رشیدۀ این خانواده ام
محسن مهدوی
+ نوشته شده در شنبه بیست و نهم آبان ۱۳۹۵ ساعت 20:50 توسط خانم حاصلیان
|
به وبلاگ دبیران گروه شیمی شهرستان قدس (شهرستانهای استان تهران )خوش آمدید.